fbpx
بازار

می خواهید وام بگیرید ؟ – قسمت دوم

 

 

نسبت بدهی های دراز مدت به کل دارایی Long Term Debt To Total Assets Ratio

 

نسبت بدهی های دراز مدت به کل دارایی ها یک پارامتر اندازه گیری برای محاسبه درصد بدهی هایی است که یک شرکت برای تأمین دارایی و یا انجام سایر مسئولیت های خود با دوره باز پرداخت بیش از یکسال دارد. این نوع بدهی ها معمولا هر سال کمتر و کمتر می شوند و بنابراین این نسبت مرتبا کاهش می یابد. البته اگر شرکت بدهی های جدیدی پیدا نکند.

در بیشتر مواقع وام دهندگان به این نسبت که معمولا عددی کوچکتر از یک باید باشد برای تصمیم گیری های خود توجه می کنند. البته ناگفته نماند این هم یکی دیگر از روش های اندازه گیری ریسک شرکت‌ها برای دریافت وام است.

پیشینه شرکت و دوره بازپرداخت وام ها برای بررسی های وام دهندگان مورد توجه قرار می گیرد و اگر دوره باز پرداخت خیلی طولانی و عدد محاسبه شده به یک نزدیک باشد شانس دریافت وام پایین می آید.

قابل ذکر است که معمولا وام های با بازپرداخت یکسال بیشتر در زمره بدهی های دراز مدت، و اجاره و هزینه های تأسیسات و دیون با دوره باز پرداخت کمتر از یکسال در زمره بدهی های کوتاه مدت قرار می گیرند.

 

بدهی های مالی یا Funded Debt

 

بدهی های مالی به بدهی های یک شرکت گفته می شود که زمان سررسید آنها بیش از یکسال و یا بعد از یک دوره مالی شرکت باشد. این نوع بدهی ها بصورت مستقیم و یا غیر مستقیم بوجود می آیند، بعضی اوقات با دریافت وام از مؤسسات مالی و بعضی اوقات با فروش اوراق قرضه، که هدف در هر دو مورد توسعه فعالیت های یک شرکت می باشد. در مقابل بدهی های مالی، بدهی های نقدی را داریم که شامل تعهدات کمتر از یک سال می شوند. در بعضی موارد برای داشتن قابلیت های بیشتر،  شرکت‌ها با تعهدات نقدی شروع  می کنند و تلاش می کنند با پرداخت سود بالاتر آن را به بدهی های مالی انتقال دهند که برای قابلیت بالاتر هزینه بیشتری را به شرکت تحمیل می‌کند.

وام دهندگان برای محاسبات خود معمولا این شاخص را با شاخص کل بدهی های دراز مدت و کوتاه مدت یک شرکت مقایسه می‌کنند که عبارت است از تقسیم بدهی های دراز مدت به حاصل جمع بدهی های درازمدت و کوتاه مدت. هر چه این نسبت بزرگتر باشد شانس دریافت وام بیشتر است. از طرفی وام دهندگان یک محاسبه دیگر را نیز با این شاخص انجام می‌دهند که آن حاصل تقسیم بدهی‌های مالی به کل سرمایه شرکت است. هر چه این نسبت بزرگتر باشد شانس گرفتن وام پایین تر می آید. البته باید توجه داشت که از جمله نکات مثبت در این موارد استفاده از مزایای مالیاتی متعلق به بدهی است.

یک محاسبه دیگر هم از این شاخص استخراج می‌شود و آن تقسیم بدهی های بلند مدت به سرمایه در گردش خالص است و بهترین حالت برای دریافت وام وقتی است که این نسبت کمتر از عدد 1 باشد.

 

نسبت سرمایه گذاری Capitalization Ratios

 

این نسبت، نسبت سود سهام به شاخص هایی است که نسبت بدهی را در ساختار سرمایه یک شرکت اندازه گیری می‌کنند و از روابط زیر استخراج می شود.

نسبت بدهی به سهام که برابر است با حاصل تقسیم کل بدهی به سهام صاحبان سهام

نسبت بدهی های بلند مدت به سرمایه گذاری که برابر است با حاصل تقسیم بدهی های بلند مدت به حاصل جمع بدهی بلند مدت و حقوق سهامداران

 

نسبت کل بدهی به سرمایه گذاری که عبارت است از حاصل تقسیم کل بدهی‌ها به حاصل جمع کل بدهی‌ها و حقوق سهامداران

در حالیکه نسبت سرمایه گذاری بالا می‌تواند افزایش بازده سهام را بخاطر مزیت حفاظت مالیاتی بدهی  به همراه داشته باشد، افزایش این بدهی باعث افزایش شانس ورشکستگی می شود. البته هرچه جریان نقدی در یک شرکت بیشتر و سابقه فعالیت آن بیشتر باشد در تصمیم گیری وام دهنده برای تأیید وام تأثیر مثبت تری دارد.

 

نسبت پوشش Coverage Ratio

 

نسبت پوشش یعنی توانایی شرکت در رفع تعهدات مالی خود. به طور کلی، نسبت پوشش بالاتر به معنی  توانایی بهتر شرکت برای انجام وظایف خود نسبت  به وام دهندگان است. روند نسبت پوشش در طول زمان نیز توسط تحلیلگران و سرمایه گذاران برای بررسی وضعیت مالی شرکت بررسی می‌شود.

نسبت پوشش های عمومی شامل نسبت پوشش بهره، نسبت پوشش بدهی و نسبت پوشش دارایی می شود. در حالی که مقایسه میزان پوشش شرکت های مشابه در یک صنعت یا بخش، بینش ارزشمندی نسبت به موقعیت های مالی نسبی را به ارمغان می آورد، مقایسه نسبت ها در شرکت ها در بخش های مختلف، مفید نخواهد بود، زیرا ممکن است معادل مقایسه سیب و پرتقال باشد.

استفاده از نسبت پوشش می تواند به شناسایی شرکت ها در وضعیت مالی بالقوه زیانده  کمک کند اما نسبت های پایین به طور خودکار نشان دهنده خطر نیست. بسیاری از عوامل به تعیین این نسبت می پردازند که با بررسی جزییات بیشتر سندها و صورتحساب های مالی یک شرکت می‌توان به میزان سلامت مالی آن پی برد.

 

نسبت دنده Gearing Ratio

 

نسبت دنده (سرعت سنجی) یک طبقه بندی عمومی برای توصیف یک نسبت مالی است که مقدار مالکیت سهام (یا سرمایه) مالک را با مبلغ قرض گرفته شده توسط شرکت مقایسه می کند. سرعت سنجی، اندازه گیری اهرم مالی شرکت است که نشان می دهد میزان فعالیت های شرکت توسط بودجه مالکیتی در برابر بودجه بدهکار چگونه است.

نسبت دنده بالا نشان دهنده این است که شرکت دارای درجه بالایی از بدهی است و  به طبع آن بیشتر در معرض رکود در اقتصاد و در چرخه کسب و کار قرار دارد. این به دلیل این است که شرکت ها  بدهی بالاتری در مقایسه با حقوق صاحبان سهام دارند. بنابراین، اشخاص و یا شرکت‌ها  با یافته های نسبت دنده بالا، منابع حاصله از قرض را  به کار گرفته اند. در نتیجه شرکت هایی که دارای محاسبه نسبت  دنده پایین‌تری هستند دارای ارزش بیشتری هستند و با تکیه بر منابع خود سرویس ارایه می دهند.

 

از حسابداران خود بخواهید بینش بهتری نسبت به صورتحساب های شرکت تان به شما بدهند تا همواره خودتان بتوانید تحلیل بهتر و دقیق‌تری از عملکرد شرکتتان داشته باشید . در موقعیت های مناسب منابع بیرونی را برای توسعه درگیر کنید.

ویژنتو همراه شماست تا به شما کمک کند بینش کسب و کار را توسعه دهید.

 

منبع https://www.investopedia.com/terms/g/gearingratio.asp

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن